هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
537
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
با امام حسن و عمار بود نوكران و نگهبانان خشمناك پيش او آمدند و آنچه را كه مالك اشتر كرده بود ، به اطلاعش رساندند او شكست خورده و ناكام از مسجد بيرون شد و مردم به نداى امام حسن پاسخ گفتند و دوازده هزار تن به همراهش راهى بصره شدند و آنچنان كه در روايت الشعبى به نقل از ابى الطفيل آمده امير المؤمنين در ذى قار ، از تعدادشان آگاهى يافتند ابو الطفيل مىافزايد : به خدا سوگند كه بر سر راهشان نشستم و يكى يكى آنان را بر شمردم و حتى يك نفر هم كمتر يا زيادتر نبود « 1 » . و همچنانكه گفتيم امام حسن ( ع ) بنا به اتفاق مورخين در نبردهاى بصره شركت كرد و هنگامى كه امير المؤمنين به تعبير مورخين ، سوار بر اسب خود موسوم به « الخضراء » كه مهاجرين و انصار را در همراه داشت و امام حسن و امام حسين و محمد - بن الحنفية همراهش بودند ، يورش آورد ، پرچم را به وى داده بود كه با آن بر ياران عايشه حملهور گردد و به پيشروى خود ادامه داد تا صفوفشان را پراكنده ساخت در اينجا انصار به او گفتند : اى امير المؤمنين به خدا كه اگر آنچه كه خداوند براى حسن و حسين منظور كرده نبود ما هيچ عربى را بر محمد ( بن الحنفيه ) برتر نمىدانستيم ، امير - المؤمنين در پاسخشان فرمود : ستاره را چه به ماه و خورشيد . البته او جا و برترى خود را دارد و چيزى از برترى دو برادرش بر وى ، نمىكاهد و او را همين بس كه نعمت خداى بر او روا داشته شده است . به او گفتند : اى امير المؤمنين به خدا كه ما او را مانند حسن و حسين نمىدانيم و در برابر وى حق آن دو را پايمال نمىكنيم و حق او را نيز بدليل برترى كه آنان بر وى دارند ضايع نمىگردانيم . فرمود : فرزند من كجا و فرزندان رسول خدا كجا . و خزيمة بن ثابت دربارهاش گفته است : - در تو امروز هيچ عيب و كاستى نيست و تو در جنگ خانمانسوز - روى برنتافتى . - پدرت على است كه هيچ كس مانند او سوار اسب نمىشود و پيامبر ترا محمد ناميد . - و تو به حق به پدرت رفتهاى و اين چيزى است كه گزيرى از آن نيست . - تو از همه قاطعتر بر سينهء شجاعان با نيزه خود فرود مىآورى و از همه برندهتر شمشيرت را بر ( دشمنان ) فرود مىآورى . تا آنجا كه مىگويد :
--> ( 1 ) نگاه كنيد به شرح نهج البلاغة جلد 3 صفحه 295 .